رفقا!
من اين سطور را عصر روز بيست و چهارم مينويسم. اوضاع بينهايت بحرانيست. مثل روز روشن است که اکنون ديگر تاخير در قيام حقيقتا برابر با مرگ است.
بجرات تمام به رفقا اطمينان ميدهم که اکنون ديگر همه چيز به مويي بسته است و مسائلي در دستور روز قرار دارد که نه با مشاوره ميتوان آنها را حل کرد و نه با کنگره ها ( ولو اينکه کنگره شوراها باشد ) بلکه حل آنها منحصرا از عهده خلقها، توده و مبارزه توده هاي مسلح ساخته است.
فشار بورژوايي کورنيلوفي ها و برکنار ساختن ورخوفسکي نشان ميدهد که نميتوان در انتظار نشست. بايد بهر قيمتي شده امروز عصر يا شب هنگام پس از خلع سلاح يونکرها ( و در صورت مقاومت غلبه بر آنان ) و غيره اعضاء دولت را بازداشت نمود.
نميتوان در انتظار نشست!! ممکنست همه چيز از دست برود!!
تصرف فوري قدرت برابر است با: دفاع از مردم ( نه از کنگره، بلکه از مردم، از ارتش و در درجه اول دهقانان ) در مقابل دولت کورنيلوفي که ورخوسکي را رانده و دومين توطئه کورنيلوفي را تهيه ديده است.
چه کسي بايد قدرت را به تصرف درآورد؟
اينموضوع اکنون مهم نيست: بگذار قدرت را کميته انقلابي جنگ «< يا مؤسسه ديگري> بتصرف درآورد که اعلام دارد آنرا فقط به نمايندگان حقيقي منافع مردم، منافع ارتش ( پيشنهاد فوري صلح )، منافع دهقانان ( بايد زمينها را بلافاصله ضبط کرد و مالکيت خصوصي را لغو نمود ) و منافع گرسنگان تسليم خواهد کرد.
بايد تمام بخشها، تمام هنگها و تمام نيروها بفوريت بسيج شوند و بيدرنگ نمايندگاني به کميته انقلابي جنگ و کميته مرکزي بلشويکها بفرستند و مصرانه بطلبند: تا روز بيست و پنجم به هيچوجه قدرت را در دست کرنسکي و شرکاء باقي نگذارند، بهيچوجه. اين موضوع حتما امروز عصر يا شب هنگام بايد عملي شود.
تاريخ، انقلابيوني را که ميتوانند امروز پيروز شوند ( و يقينا امروز پيروز خواهند شد ) ولي چنانچه کار را به فردا بياندازند بيم آن ميرود بسي چيزها از دست بدهند، بيم آن ميرود همه چيز را از دست بدهند، در مقابل تاخيري که روا دارند، نخواهد بخشيد.
ما که امروز قدرت را بتصرف مي آوريم، آنرا نه بر ضد شوراها، بلکه براي شوراها بدست ميگيريم.
تصرف قدرت کار قيام است، هدف سياسي آن بعد از تصرف معلوم ميشود.
به انتظار اخذ رأي متزلزل 25 اکتبر نشستن برابر است با نابودي با فورماليته. مردم حق دارند و موظفند اين قبيل مسائل را نه از راه اخذ رأي بلکه از راه زور حل کنند، مردم حق دارند و موظفند در لحظات بحراني انقلاب نمايندگان خود و حتي بهترين نمايندگان خود را هدايت نمايند و در انتظار آنها ننشينند.
اين موضوع را تاريخ کليه انقلابها ثابت کرده است و هر آينه افراد انقلابي با علم به اينکه نجات انقلاب، (پيشنهاد صلح، نجات پطروگراد، نجات از قحطي و واگذاري زمين به دهقانان) به آنها وابسته است لحظه را از دست بدهند جنايت آنان جنايتي بي حد و حصر خواهد بود.
دولت در تزلزل و ترديد است. بايد بهر قيمتي شده کارش بپايان رساند!
تأخير در اقدام برابر با مرگ است.
ايليچ